هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

247

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

غافلگير ساختن مسلمانان و شبيخون زدن به آنان را ، طرح ريخت و بدين منظور افرادش در كمين‌گاههاى دره‌اى كه ناگزير بايد از آن مىگذشتند ، پناه گرفته و به كمين نشستند . راويان و مورخان ، از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل كرده‌اند كه او گفته است : وقتى به دشت « حنين » رسيديم در تاريك روشن صبحگاهى ، به يكى از دره‌هاى « تهامة » سرازير شديم . آنها پيش از ما به آنجا رسيده بودند بنابراين در تنگه‌ها و باريكه‌هاى آنجا ، در كمين ما نشسته بودند ، ما بىتوجه به چيزى ، به راه خود ادامه مىداديم و قصد آن داشتيم كه پيش از آنكه متوجه چيزى شوند ، غافلگيرشان كنيم ولى همچنانكه به راه خود مىرفتيم و از همه جا بىخبر ، دسته‌جاتى از « هوازن » و اعراب همراهشان همزمان و از هر سوى ، بر مسلمانان يورش آوردند و با شمشير و نيزه و هر چه در دست داشتند به جان ما افتادند و مردم در هم آميختند . ترس بر مسلمانان چيره گشت و وحشت آنها را فراگرفت ؛ آنها از گرد محمد ( ص ) گريختند و پراكنده گشتند ولى پيامبر خدا در حالى كه على ، عباس بن عبد المطلب و ابو سفيان بن الحارث و اسامة بن زيد همراهش بودند ، مقاومت كرد . از روايت مفيد در ارشادش آمده است كه تنها ده نفر با پيامبر باقى ماندند كه نه تن از آنان از بنى هاشم و ديگرى ايمن پسر ام ايمن بودند كه كشته شد و 9 تن مقاومت كردند و بقيه ، گريختند . و على رغم اينكه پيامبر فريادشان مىزد كه اى مردم من پيامبر خدا محمد بن عبد اللّه هستم ، كسى پاسخش نمىداد . يعقوبى در جلد دوم از تاريخ خود اين روايت مفيد را تأكيد كرده ولى « الحلبى » در سيرهء خود مىگويد : وقتى مردم از گرد پيامبر خدا ( ص ) در حنين گريختند جز چهار تن كه سه نفر از آنها از بنى هاشم بودند ، با وى باقى نماندند على بن ابى طالب و عباس بن عبد المطلب - كه دوش به دوش وى بودند و از او دفاع مىكردند - و ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب ، عنان ماديانش را بدست گرفته بود و ابن مسعود كه در سمت چپش قرار داشت و خداوند اين آيه را بر وى نازل كرد : « وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » ( التوبة ، ( 26 - 25 ) ( و نيز در جنگ حنين كه فريفته و مغرور بسيارى لشكر اسلام شديد و آن لشكر بسيار اصلا به كار شما نيامد و زمين بدان فراخى ، بر شما تنگ شد تا آنكه همه رو به فرار نهاديد آنگاه خداى قادر مطلق وقار و سكينه خود را بر رسول خدا و بر مؤمنان نازل فرمود ) .